ضوابط آیین نامه ای قاب خمشی ویژه بتنی

“” بازنشر مطلب فقط با ذکر منبع مجاز می باشد “”

ضوابط آیین نامه ای قاب خمشی ویژه بتنی

آیین نامه     آمریکا مبحث نهم مقررات ملی ساختمان

اعضای تحت خمش در قاب ها:

·         محدودیت های هندسی
۲۱٫۵٫۱٫۲) فاصله آزاد برای اعضا نباید از چهار برابر عمق آنها کمتر باشد. ارتفاع موثر مقطع نباید بیشتر از یک چهارم طول دهانه آزاد باشد.
۲۱٫۵٫۱٫۳) عرض مقطع نباید کمتر از سه دهم ارتفاع آن و ۲۵۰ میلیمتر باشد. عرض مقطع نباید کمتر از سه دهم ارتفاع آن و ۲۵۰ میلیمتر باشد.
۲۱٫۵٫۱٫۴) عرض عضو ، ، نباید از عرض عضو تکیه گاهی،، به علاوه فاصله ای در هر دو سمت عضوتکیه گاهی که برابر کوچیکترین مقادیر الف و ب است بیشتر شود :

الف) عرض عضو تکیه گاهی،،

ب) ۰٫۷۵ برابر بعد کلی عضو تکیه گاهی،،

عرض مقطع نباید:

–          بیشتر از عرض عضو تکیه گاهی ، در صفحه عمود بر محور طولی عضو خمشی ، به اضافه سه چهارم ارتفاع عضو خمشی در هر طرف عضو تکیه گاهی ،

–          بیشتر از عرض عضو تکیه گاهی ، به اضافه یک چهارم بعد دیگر مقطع عضو تکیه گاهی در هر طرف آن .

۹-۲۳-۴-۱-۱-۲ برون محوری هر عضو خمشی نسبت به ستونی که با آن قاب تشکیل می دهد، یعنی فاصله محورهای هندسی دو عضو از یکدیگر، نباید بیشتر از یک چهارم عرض مقطع ستون باشد.

·         آرماتور طولی

۲۱٫۵٫۲٫۱) در هر مقطع از عضو خمشی، بجز آنچه در بند  ۱۰٫۵٫۳ آورده شده است، برای آرماتور های فوقانی و نیز آرماتور های تحتانی نباید مقدار آرماتور ها از مقدار داده شده توسط رابطه (۱۰-۳) و   کمتر بوده و نسبت آرماتور ها، نباید از ۰٫۰۲۵ بیشتر شود. در وجوه تحتانی و فوقانی مقطع باید حداقل دو میلگرد پیوسته قرار داده شود.

۲۱٫۵٫۲٫۲) مقاومت خمشی مثبت در بر گره نباید از نصف لنگر مقاوم منفی تامین شده در همان وجه گره کمتر باشد. هیچ کدام از لنگرهای مقاوم منفی یامثبت بوجود آمده در مقاطع در طول عضو نباید از ۱٫۴ حداکثر لنگر مقاوم تامین شده در هر یک از وجوه گره کمتر باشند.

۲۱٫۵٫۲٫۳) وصله های پوششی آرماتور های خمشی تنها درصورتی مجاز به استفاده هستند که در طول وصله،خاموت های بسته یا آرماتور های مارپیچی تامین شده باشند. فاصله آرماتور های عرضی محصور کننده میلگردهای وصله شده نباید از  و ۱۰۰  بزرگتر شود. وصله پوششی نباید در موارد زیر بکار روند :

الف) در داخل گره ها

ب) در داخل فاصله ای به اندازه دو برابر عمق عضو از وجه گره

پ) در مواردی که توسط تحلیل، امکان تسلیم شدگی خمشی مقطع بواسطه تغییر مکان های جانبی غیر الاستیک قاب تشخیص داده شود.

۲۱٫۵٫۲٫۴) وصله های مکانیکی باید مطابق بند ۲۱٫۱٫۶، و وصله های جوش شده باید مطابق بند۲۱٫۱٫۱ باشند.

۲۱٫۵٫۲٫۵) در صورت استفاده از پیش تنیدگی ، باید ضوابط (الف) تا (ت) برآورده شوند. مگر استفاده از آن ها در مورد قاب های خمشی ویژه مجاز مطابق بند ۲۱٫۸٫۴ باشد:

الف) پیش تنش متوسط   برای یک سطح متغییر برابرحاصلضرب کوچک ترین بعد سطح مقطع در بعد عمود بر آن است نباید از مقادیر ۳٫۵  و    بزرگ تر شود.

ب) آرماتور پیش تنیدگی باید در نواحی مفصل پلاستیک احتمالی به صورت نچسبیده باشند و کرنش های محاسبه شده برای آرماتور پیش تنیدگی تحت تغییر شکل طراحی باید کوچکتر از ۱ درصد باشد.

پ) آرماتور پیش تنیدگی نباید بیش از ۱٫۴مقاومت خمشی مثبت و منفی در مقطع بحرانی در یک ناحیه مفصل پلاستیک مشارکت کند و باید در وجه خارجی گره یا آن سوی آن مهار شود.

ت) مهاری های تندان های پس تنیدگی مقاوم در برابر نیروی زلزله باید امکان تحمل پنجاه سیکل بارگذاری برای تندان ها فراهم آورند که اندازه آن بین ۴۰ تا۸۵ درصد مقاومت کششی مشخصه فولاد پیش تنیدگی محدود می شود.

 

۹-۲۳-۴-۱-۲-۱ در تمامی مقاطع عضو خمشی نسبت آرماتور، هم در پایین و هم در بالا، نبایدکمتر از مقادیر و   نسبت آرماتور کششی نباید بیشتر از اختیار شود.

حداقل دو میلگرد با قطر ۱۲ میلیمتر یا بیشتر باید هم در پایین و هم در بالای مقطع در سراسر طول تعبیه شود.

۹-۲۳-۴-۱-۲-۲ در تکیه گاه های عضو خمشی، مقاومت خمشی مثبت هر تکیه گاه باید حداقل برابر نصف مقاومت خمشی منفی همان تکیه گاه باشد.

۹-۲۳-۴-۱-۲-۳ مقاومت خمشی مثبت و منفی هر مقطع در سراسر طول تیر نبایستی کمتر از یک چهارم مقاومت خمشی حداکثر تکیه گاه باشد.

۹-۲۳-۴-۱-۲-۴ در اعضای خمشی  یا  شکل که با دال ها به صورت یکپارچه اجرا می شوند، مقدار آرماتوری که در بر ستو ن ها می توان برای خمش مؤثر در نظر گرفت، علاوه بر میلگرد واقع در جان تیر، به شرح (الف) تا (ث) این بند است :

الف – در ستو نهای داخلی وقتی که تیر عرضی در محل اتصال به ستون در حدود ابعاد عضو خمشی طولی است : تمامی میلگردهایی که در عرضی از دال مساوی با چهار برابر ضخامت آن در هر

طرف ستون واقع شده اند.

ب – در ستو نهای داخلی وقتی که ابعاد تیر عرضی وجود ندارد: تمامی میلگردهایی که در عرضی از

دال مساوی دو و نیم برابر ضخامت آن در هر طرف ستون واقع شده اند.

پ – در ستو نهای خارجی وقتی که تیر عرضی در محل اتصال به ستون در حدود ابعاد عضو خمشی

طولی است و لازم است میلگردهای عضو خمشی طولی مهار شوند: تمامی میلگردهایی که در

عرضی از دال مساوی با دو برابر ضخامت آن در هر طرف ستون واقع شده اند.

ت – در ستونهای خارجی وقتی که تیر عرضی وجود ندارد: تمامی میلگردهایی که در عرض ستون

واقع شده اند.

ث – در تمام حالات حداقل ۷۵ درصد آرماتور فوقانی و نیز آرماتور تحتانی که ظرفیت خمشی مورد لزوم را تأمین می کنند باید از ناحیه هسته ستون عبور کنند و یا در آ ن مهار شوند.

۹-۲۳-۴-۱-۲-۵ استفاده از وصله پوششی در میلگردهای طولی خمشی فقط در شرایطی مجاز است که در تمام طول وصله آرماتور عرضی از نوع تنگ یا دورپیچ موجود باشد. فواص ل سفره های آرماتور عرضی دربرگیرنده وصله از یکدیگر نباید بیشتر از یکچهارم ارتفاع مؤثر مقطع و ۱۰۰میلیمتر اختیار شود.

۹-۲۳-۴-۱-۲-۶ استفاده از وصله پوششی در محل های زیر مجاز نیست  :

الف – در اتصالات تیرها به ستونها

ب – در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر تکیه گاه

۹-۲۳-۴-۱-۲-۷ وصله های جوشی یا مکانیکی به شرطی مجاز است که وصله میلگرد در هر سفره میلگرد به صورت یک در میان انجام شود و فاصله وصله ها در میلگردهای مجاور یکدیگر در امتداد طول عضو، کمتر از ۶۰۰ میلیمتر نباشد .

·         آرماتور عرضی

۲۱٫۵٫۳٫۱) خاموت های بسته باید در مکان های زیر در اعضای قاب تعبیه شوند :

الف) در طولی معادل دو برابر عمق عضو که در هر دو انتهای عضو خمشی از وجه عضو تکیه گاهی به سمت میانه دهانه اندازه گیری می شود.

ب) در طول هایی معادل دو برابر عمق عضو در هر دو وجه مقطعی که احتمال تسلیم شدن خمشی آن در اثر تغییر مکان های جانبی غیر الاستیک قاب وجود داشته باشند.

۲۱٫۵٫۳٫۲) نخستین خاموت بسته باید در فاصله ای حداکثر برابر ۵۰  از وجه عضو تکیه گاهی قرار داشته باشد. فاصله خاموت های بسته نباید از مقادیر زیر بزرگ تر شود:

الف )

ب) شش برابر قطر کوچک ترین میلگرد مسلح کننده خمشی اصلی بجز آرماتور های سطحی طولی که طبق بند ۱۰٫۶٫۷ تامین می شوند.

پ) ۱۵۰

۲۱٫۵٫۳٫۳) در مواردی که به خاموت های بسته نیاز باشد، میلگرد های مسلح کننده خمشی اصلی واقع در نزدیکترین سفره میلگرد به وجوه کششی و فشاری باید مطابق بند ۷٫۱۰٫۵٫۳ یا ۷٫۱۰٫۵٫۴ دارای اتکای جانبی باشند. فاصله بین میلگرد های مسلح کننده خمشی اصلی که دارای تکیه گاه جانبی هستند نباید از  میلگرد های مسلح کننده خمشی اصلی واقع در نزدیکترین سفره میلگرد به وجوه کششی و فشاری باید مطابق بند ۷٫۱۰٫۵٫۳ یا ۷٫۱۰٫۵٫۴ دارای اتکای جانبی باشند. فاصله بین میلگرد های مسلح کننده خمشی اصلی که دارای تکیه گاه جانبی هستند نباید از ۳۵۰   بیشتر باشد. آرماتور های سطحی که طبق بند ۱۰٫۶٫۷ تامین می شوند نیاز به تکیه گاه جانبی ندارند.

۲۱٫۵٫۳٫۴) در مواردی که به خاموت های بسته نیازی نباشد. باید خاموت های با قلاب های لرزه ای در هر دو انتها را با فواصل حداکثر برابر در سراسر طول عضو قرار داد.

۲۱٫۵٫۳٫۵) خاموت ها با تنگ های لازم برای مقاومت در برابر برش باید به صورت خاموت های بسته ای در طول اعضا و مطابق بند۲۱٫۵٫۳٫۱ باشند.

۲۱٫۵٫۳٫۶) خاموت های بسته موجود در اعضای خمشی می توانند از دو قطعه آرماتور ساخته شوند یک خاموت دارای قلاب های لرزه ای در هر دو انتها و بسته شده توسط یک رکابی . قلاب های  رکابی ها در همان وجه قرار می گیرند.

 

۱-۳-۱-۴-۲۳-۹ در اعضای خمشی در طول قسمتهای بحرانی که در زیر مشخص می شوند، آرماتور عرضی باید از نوع تنگ ویژه بوده و شرایط آن مطابق بند ۲-۳-۱-۴-۲۳-۹  در نظر گرفته شود.، مگر آنکه طراحی برای برش نیاز به آرماتور بیشتری را ایجاب کند:

الف – در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر تکیه گاه به سمت وسط دهانه

ب – در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع در دو سم ت مقطعی که در آن امکان تشکیل مفصل

پلاستیک در اثر تغییر مکان جانبی غیرالاستیک قاب وجود داشته باشد.

پ – در طولی که در آن برای تأمین ظرفیت خمشی مقطع به میلگرد فشاری نیاز باشد.

۹-۲۳-۴-۱-۳-۲  تنگ های ویژه و فواصل آنها از یکدیگر باید دارای شرایط (الف) تا (پ) این بند باشند:

الف – قطر تنگ ها کمتر از ۸ میلیمتر نباشد.

ب – فاصله تنگ ها از یکدیگر بیشتر از مقادیر: یک چهارم ارتفاع مؤثر مقطع ، ۸ برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی، ۲۴ برابر قطر خاموت ها و ۳۰۰ میلیمتر اختیار نشود.

پ – فاصله اولین تنگ از بر تکیه گاه بیشتر از ۵۰ میلیمتر نباشد.

۹-۲۳-۴-۱-۳-۳  در قسمت هایی از طول عضو خمشی که مطابق ضابطه بند ۹ ۹-۲۳-۴-۱-۳-۱ تنگ ویژه به کار برده می شود، میلگردهای طولی در محیط مقطع باید دارای تکیه گاه عرضی باشند.

۹-۲۳-۴-۱-۳-۴  در قسمت هایی از طول عضو خمشی که به تنگ ویژه نیاز نیست، خامو تها باید در دو انتها دارای قلاب ویژه بوده و فاصله آنها از یکدیگر کمتر یا مساوی نصف ارتفاع موثر باشد.

۹-۲۳-۴-۱-۳-۵  تنگ های ویژه در اعضای خمشی را می توان با دو قطعه میلگرد ساخت . یک که در دو انتها دارای قلاب ویژه باشند و میلگرد دیگر به شکل قلاب دوخت که  میلگرد به شکل با میلگرد اول یک تنگ بسته تشکیل دهد. خم ۹۰ درجه قلاب های دوخت متوالی که یک میلگرد طولی را در بر می گیرند، باید بطور یک در میان در دو سم ت عضو خمش ی قرار داده شوند. چنانچه میلگردهای طولی که توسط قلاب های دوخت نگهداری شده اند در داخل یک دال که تنها در یک سمت عضو خمشی قرار دارد محصور باشند، خم ۹۰ درجه قلاب های دوخت را می توان در آن سمت ، در دال ، قرار داد.

ضوابط مقاومت برشی

۲۱٫۶٫۴٫۶) ستون های تحمل کننده عکس العمل های اعضای سخت غیر پیوسته، مانند دیوارها ، باید ضوابط (الف) و (ب) را برآورده کنند:

الف) اگر نیروی فشاری محوری ضریبدار ناشی از زلزله در این اعضا، از مقدار  باید تا  افزایش داده شود

ب) آرماتور عرضی باید حداقل در فاصله معادل طول  ( که  مطابق بند ۲۱٫۷٫۵ برای بزرگ ترین آرماتور طولی در ستون تعیین می شود )در داخل عضو ناپیوسته امتداد یابد. چنانچه انتهای تحتانی ستون به یک دیوار منتهی شود، باید آرماتور های عرضی مورد نیاز حداقل به اندازه  مربوط به بزرگ ترین میلگرد طولی ستون در نقطه انتهایی به داخل دیوار امتداد داده شوند. چنانچه ستون به یک پی تکی، گسترده یا سر شمع منتهی شود، باید آرماتورهای عرضی به اندازه  به داخل پی تکی، گسترده یا سر شمع امتداد یابد.

۲۱٫۶٫۴٫۷) اگر ضخامت بتن پیرامون آرماتور های عرضی محصور کننده مطابق بند ۲۱٫۶٫۴٫۱ ، ۲۱٫۶٫۴٫۵ و ۲۱٫۶٫۴٫۶ بیشتر از  باشد، آرماتور عرضی اضافه ای باید فراهم شود. پوشش بتن مربوط به این آرماتور های اضافی نباید از و فاصله این آرماتورها نیز نباید از  بیشتر شود.

۲۱٫۶٫۵) ضوابط مقاومت برشی

۲۱٫۶٫۵) ضوابط مقاومت برشی

۲۱٫۶٫۵٫۱) نیروهای طراحی : نیروی برشی طراحی  باید با در نظر گرفتن نیروهای حداکثری که می توانند در وجوه گره ها در هر انتهای عضو بوجود ایند تعیین شود. این نیرو های گرهی باید با استفاده از حداکثر لنگر مقاوم متحمل در هر انتهای عضوکه با محدوده ای از بارهای محور ضریبدار،  ، روی عضو ارتباط دارند بدست آیند. ضرورتی ندارد که برش های عضو از برش های بدست آمده از مقاومت گرهی ( بر اساس اعضای عرضی متصل به گره ) بزرگ تر باشند. در هیچ شرایطی نباید  از برش ضریبدار بدست آمده توسط تحلیل سازه کمتر باشد.

۲۱٫۶٫۵٫۲) آرماتور عرضی : در صورت بروز دو حالت زیر باید برای مقاومت در برابر برش ( با فرض   ) از آرماتورهای عرضی در سراسر طول های  ( تعریف شده در بند ۲۱٫۶٫۴٫۱ ) استفاده شود:

الف) نیروی برشی ناشی از زلزله و محاسبه شده بر اساس بند۲۱٫۶٫۵٫۱، بزرگ تر یا مساوی نصف حداکثر مقاومت برشی لازم در محدوده  باشد.

ب) نیروی فشاری محوری ضریبدار  شامل اثرات زلزله، کوچک تر از مدار  باشد.

۲۱٫۷) گره های قاب های خمشی ویژه

۲۱٫۷٫۱) کاربرد : ضوابط ۲۱٫۷ برای اتصالات تیر- ستون قاب های خمشی ویژه که تشکیل دهنده قسمتی از سیستم مقاوم در برابر نیروی زلزله هستند کاربرد دارد.

۲۱٫۷٫۲) ضوابط کلی

۲۱٫۷٫۲٫۱) نیرو های موجود در آرماتور های طولی تیر در وجه گره باید با فرض تنش در آرماتور های کششی خمششی برابر محاسبه شوند.

۲۱٫۷٫۲٫۲) آرماتور طولی تیر که در یک ستون قطع می شود باید تا وجه مقابل هسته ستون محصور شده امتداد یافته و در کشش مطابق بند۲۱٫۷٫۵، و در فشار مطابق فصل ضوابط ۱۲ مهار شود.

۲۱٫۷٫۲٫۳) هنگامی که آرماتورهای طولی تیر به داخل یک اتصال تیر- ستون امتداد می یابند، بعدی از ستون که به موازات آرماتورهای تیر است، نباید برای بتن با وزن معمولی از ۲۰ برابر قطر بزرگ ترین میلگرد طولی تیر، و برای بتن سبک، از ۲۶ برابر بزرگ ترین میلگرد طولی کمتر شود.

۲۱٫۷٫۳) آرماتور عرضی

۲۱٫۷٫۳٫۱) آرماتور عرضی گره باید ضابطه ۲۱٫۶٫۴٫۴-الف یا ۲۱٫۶٫۴٫۴- ب را برآورده کند. همچنین بجز آنچه در بند ۲۱٫۷٫۳٫۲ مجاز دنسته شده است ، ضوابط بندهای ۲۱٫۶٫۴٫۲ و ۲۱٫۶٫۴٫۳ و ۲۱٫۶٫۴٫۷ باید برآورده شود.

۲۱٫۷٫۳٫۲) در مواردی که اعضا به تمامی چهار وجه گره متصل شده و در مواردی که عرض هر عضو حداقل برابر۴/۳ عرض ستون باشد، آرماتور های عرضی مشخص شده در بند ۲۱٫۶٫۴٫۴-الف یا ۲۱٫۶٫۴٫۴-ب را می توان به نصف کاهش داده و فاصله مورد نیاز بر اساس بند ۲۱٫۶٫۴٫۳ می تواند در داخل  سطحی ترین عضو قاب تا مقدار   افزایش یابد.

۲۱٫۷٫۳٫۳) آرماتور طولی تیر که خارج از هسنه ستون محصور شود. اگر چنین محصور شدگی توسط یک تیر متصل به گره تامین نشده باشد. ضوابط فاصله گذاری آرماتور عرضی باید مطابق بند ۲۱٫۵٫۳٫۲ بوده و باید ضوابط بند های ۲۱٫۵٫۳٫۳ و ۲۱٫۵٫۳٫۶ را برآورده کند.

۲۱٫۷٫۴) مقاومت برشی

۲۱٫۷٫۴٫۱) برای بتن با وزن معمولی نباید گره از مقادیر مشخص شده زیر بزرگ تر شود:

برای اتصال محصور شده توسط تیرها در هر چهار وجه………

برای اتصالات محصور شده توسط تیرها در هر سه وجه مقابل………

برای سایر حالت ها ………………………………………………………………….

تیری که به یک وجه گره متصل شدهه باشد، در صورتی به عنوان محصور کننده گره محسوب می شود که حداقل ۴/۳ وجه آن گره را پوشش دهد. برای آنکه تیری برای محصور کنندگی وجهی از اتصال مناسب باشد باید حداقل به اندازه عمق کامل تیر،  ، بعد از وجه اتصال امتداد یابد. گسترش تیرها باید مطابق ضوابط ۲۱٫۵٫۱٫۳ و ۲۱٫۵٫۲٫۱ و ۲۱٫۵٫۳٫۲ و ۲۱٫۵٫۳٫۶ باشد.

در این روابط  مساحت مقطع موثر در داخل یک گره است که از حاصلضرب عمق گره در عرض موثر گره بدست می آید. عمق گره باید برابرعمق کلی ستون h و عرض موثر آن باید برابر عرض کلی ستون باشد مگر در حالتی که یک تیر به ستونی عرض تر متصل شود که در این حالت، عرض موثر گره نباید از موارد زیر بیشتر شود:

الف) عرض تیر به علاوه عمق گره

ب) دو برابر فاصله عمودی کوچک تر از محور طولی تیر تا وجه ستون

۲۱٫۷٫۴٫۲) برای بتن سبک مقاومت برشی اسمی گره نباید از ۴/۳ حدود تعیین شده در بند ۲۱٫۷٫۴٫۱ بیشتر شود.

۲۱٫۷٫۵) طول مهاری میلگردها در کشش

۲۱٫۷٫۵٫۱) برای میلگردهای  تا  ، طول مهاری،   ، میلگرد دارای یک قلاب  استاندارد در بتن با وزن معمولی نباید از بزرگ ترین مقدار   و و طول لازم بر اساس رابطه زیر کوچک تر باشد:

(۲۱-۶)

برای بتن سبک  برای میلگرد دارای قلاب  استاندارد نباید از بزرگ ترین  و ۹۰ و ۱٫۲۵ برابر طول لازم بر اساس رابطه (۶-۲۱) کوچک تر باشد.

قلاب  باید در داخل هسته محصور شده یک ستون یا المان مرزی قرار داده شود.

۲۱٫۷٫۵٫۲) برای میلگرد  تا  طول مهاری در کشش  برای یک میلگرد مستقیم نباید از بزرگ ترین مقادیر الف) و ب) کوچک تر باشد:

الف) ۲٫۵ برابر طول لازم بر اساس بند ۲۱٫۷٫۵٫۱ اگر عمق بتن ریزی در یک مرحله بتن ریزی در زیر میلگرد از ۳۰۰ mm  بیشتر نباشد.

ب) ۳٫۲۵ برابر طول لازم بر اساس بند ۲۱٫۷٫۵٫۱ اگر عمق بتن ریزی در زیر میلگرد در یک مرحله بتن ریزی ۳۰۰ mm  بیشتر باشد.

۲۱٫۷٫۵٫۳) میلگردهای مستقیم قطع شده در یک گره باید از هسته محصور شده ستون یا المان مرزی عبور کنند. هر قسمتی از  که درون هسته محصور شده قرار ندارد باید با استفاده از ضریب ۱٫۶ افزایش یابد.

۲۱٫۷٫۵٫۴) در صورت استفاده از آرماتور با روکش اپوکسی با با روکش دوگانه زینک اپوکسی طول های مهاری مندرج در بندهای ۲۱٫۷٫۵٫۱ تا ۲۱٫۷٫۵٫۳ باید در ضرایب مربوطه تعریف شده در بند های ۱۲٫۲٫۴ یا ۱۲٫۵٫۲ ضرب شوند.

۱-۵-۴-۲۳-۹  اعضای تحت خمش و تحت فشار و خمش در قا بها

۱-۱-۵-۴-۲۳-۹ در اعضای تحت خمش و تحت فشار و خمش در قاب ها، کنترل حالت حدی نهایی مقاومت در برش بر اساس رابطه (۹-۱۵-۱) صورت گیرد. مقادیر و  در این رابطه باید بر طبق ضوابط بند های ۹-۲۳-۴-۵-۱-۲ تا ۹-۲۳-۴-۵-۱-۴ محاسبه شوند.

۹-۲۳-۴-۵-۱-۲   نیروی برشی نهایی ،  ، در اعضای خمشی باید با در نظر گرفتن تعادل استاتیکی بارهای قائم و لنگرها ی خمشی موجود در مقاطع انتهایی عضو با فر ض آنکه در این مقاطع مفصل های پلاستیک تشکیل شده اند، تعیین شود. ظرفیت خمشی مفصلهای پلاستیک ، مثبت یا منفی باید برابر با لنگر خمشی مقاوم محتمل مقطع ، در نظر گرفته شود. جهت های  این لنگرهای خمشی باید چنان در نظر گرفته شوند که نیروی برشی ایجاد شده در عضو بیشترین باشد.

۹-۲۳-۴-۵-۱-۳ نیروی برشی نهایی  در اعضا ی تحت فشار و خمش باید برابر با کمترین دو مقدار (الف) و (ب)  این بند نظر گرفته شود ولی این نیرو در هیچ حالت نباید کمتر از مقدار نیروی برشی باشد که از تحلیل ساختمان زیر اثر بارهای نهایی ناشی از بارهای قائم و نیروی جانبی زلزله به دست آمده است .

الف – نیروی برشی ایجاد شده در عضو زیر اثر نیروهای استاتیک وارد به آن شامل بارهای قائم ، در صورت وجود، و لنگرها ی خمشی موجود در مقاطع انتهایی آن با فرض آنکه در این مقاطع مفصل های پلاستیک تشکیل شده باشد، می گردد. ظرفیت خمشی مفصل های پلاستیک ، مثبت یا منفی ، باید برابر لنگر خمشی مقاوم محتمل مقطع  در نظر گرفته شود و در تعیین آن باید نامساعدترین نیروی محوری نهایی موجود که در عضو منتج به بیشترین لنگر خمشی می شود، منظور گردد. جهت های این لنگرهای خمشی باید چنان در نظر گرفته شود که نیروی برش ایجاد شده در عضو بیشترین باشد.

ب – نیروی برشی ایجاد شده در عضو با فرض آنکه در تیرهای متصل به دو انتهای عضو، در مقاطع  مجاور به اتصال ها، مفصل های پلاستیکی با مشخصات گفته شده در بند ۹-۲۳-۴-۵-۱-۲ تشکیل شده باشند. جهت های این لنگرهای خمشی باید چنان در نظر گرفت ه شوند که نیروی برش ایجاد شده در عضو مورد نظر بیشترین باشد.

۹-۲۳-۴-۵-۱-۴ برشی نهایی مقاطع میله ای باید بر اساس رابطه (۹-۱۵-۲) مقاومت محاسبه شود. در اعضایی از قاب که در آنها نیروی فشار محوری کمتر از  باشد و نیروی برشی ناشی از زلزله در نواحی بحرانی تیرها، مطابق بند ۹-۲۳-۴-۵-۱-۳، و در نواحی   ستون ها، مطابق بند ۹-۲۳-۴-۵-۱-۳ ، بزرگتر از نصف نیروی برشی طرح ،  باشد نیروی برشی مقاوم بتن، در این نواحی مساوی با صفر منظور می گردد. منظور از نیروی برشی ناشی از زلزله، نیروی برشی ایجاد شده در عضو به علت اختلاف لنگرهای خمشی موجود در مفصل های پلاستیکی ایجاد شده در دو انتهای عضو بر طبق ضوابط بند۹-۲۳-۴-۵-۱-۲ است.

۵-۱-۵-۴-۲۳-۹ خاموت هایی که برای مقاومت در برابر برش به کار برده می شوند، در قسمت های خاصی از عضو که در بندهای۹-۲۳-۴-۱-۳ ، ۹-۲۳-۴-۲-۳ و ۹-۲۳-۴-۴-۱ مشخص شده اند باید از نوع تنگ ویژه باشند.

۲-۵-۴-۲۳-۹  دیوارهای سازه ای و دیافراگم ها

۱-۲-۵-۴-۲۳-۹  در دیوارهای سازه ای و دیافراگم ها، کنترل حالت حدی نهایی مقاومت در بر ش باید بر اساس رابطه (۹-۲۳-۷) صورت گیرد :

(۹-۲۳-۷)

در این رابطه  نیروی برشی نهایی است که از تحلیل سازه زیر اثر بارهای نهایی ناشی از بارهای قائم و بارهای جانبی زلزله به دست آمده است و  مقاومت برشی نهایی مقطع است که مطابق بند۹-۲۳-۴-۵-۲-۲ محاسبه می شود.  ضریب اصلاحی مقاومت است که در این قطعات مساوی ۰٫۷ منظور می گردد.

۹-۲۳-۴-۵-۲-۲ مقاومت برشی نهایی مقطع  با استفاده از رابطه (۹-۲۳-۸) محاسبه می شود :

(۹-۲۳-۸)

در این روابط  ضریبی است که به شرح (الف) تا (پ) این بند در نظر گرفته می شود :

الف – در دیوارها و دیافراگم هایی که در آنها نسبت  بزرگتر یا مساوی ۲ است،

ب – در دیوارها و دیافراگم هایی که در آنها نسبت  کوپکتر یا مساوی ۱٫۵ است،

پ – در دیوارها و دیافراگم هایی که در آنها نسبت   بین ۱٫۵و ۲ است، ضریب  با درون یابی خطی بین اعداد فوق تعیین می شود.

۳-۲-۵-۴-۲۳-۹ در تعیین مقاومت برشی نهایی مقطع در قطعات یک دیوار یا یک دیافراگم مقدار ضریب  باید برای بیشترین مقدار    در کل دیوار یا دیافراگم و در قطعه مورد نظرمحاسبه شود.

۴-۲-۵-۴-۲۳-۹  میلگردهای برشی در دیوار یا دیافراگم باید در صفحه دیوار یا دیافراگم در دو جهت عمود بر هم توزیع شوند به طوری که در این دو جهت مقاومت برشی ایجاد نمایند.  در مواردی که نسبت    کمتر از ۲ است نسبت میلگرد قائم ،  ، نباید کمتر از نسبت میلگرد افقی برشی ،   ، در نظر گرفته شوند.

۵-۲-۵-۴-۲۳-۹ مقاومت برشی نهایی مقطع در دیوارهایی که متشکل از تعدادی پایه های ،دیوارگونه اند و بطور مشتر ک نیروی جانبی واحدی را تحمل می کنند نباید بیشتر از  در نظر گرفته شود. در این دیوارها مقاومت برش نهایی مقطع هر پایه دیوار گونه نیز نباید بیشتر از   منظور گردد.  سطح مقطع هر پایه دیوارگونه و مجموع سطح مقطع های این پایه ها است .

 ۶-۲-۵-۴-۲۳-۹ مقاومت برش نهایی مقطع در قطعات افقی در دیوارها، نظیر تیرهای رابط در دیوارهای همبسته نباید بیشتر از  در نظر گرفته شود.

سطح مقطع قطعه افقی دیوار است.

۴۶۸×۶۰ content ad

مطالب مرتبط: